این آهنگ بوی روز ِ اول مدرسه رو میده . بوی مانتو و شلوار و کیف و جامدادی ِ نو. بوی دفترهای نو با برچسب اسم و فامیلی که تلاش شده بود خیلی خوش خط نوشته بشه . بوی مدادهای یک دست و نو .

چقدر خاطره دارم با این اهنگ . خاطره روزهای اول مدرسه که با بابا میرفتم و از رادیو این پخش میشد. خاطره موقع پیاده شدن که بابا بوسم میکرد و میگفت : دختر گلم موفق باشه . خاطره دیدار با دوست ها و همکلاسی های قدیمی. خاطره هیاهوی اولین زنگ تفریح های سال. سرِ صف " از جلو نظام " ها و " الله اکبر" ها.

*میخواستم یک خاطره از مدرسه رفتنم بنویسم ، دیدم انقدر بچه مثبت بودم هیچ خاطره بخصوصی ندارم. شماها اگر خاطره بانمک دارین ، مخصوصا از دوران دبستان ، بنویسین . این روز اول مهری یک کم نوستالژیمون بالا بره .

** دیشب پیشنهاد داد صبح صبحانه بریم بیرون . کلی سرِ اینکه کجا بریم بحث کردیم ، قرار شد صبح تصمیم بگیریم. من ۱۱ بیدار شدم،  اون ۲ بعد از ظهر! یک چایی تلخ خوردیم و بعد ناهار! یعنی اصلا کلا صبحانه نخوردیم ! یک همچین زن و شوهری هستیم ما !

*** بهش میگم خیلی چاق شدم ؟ میگه نه عزیزم. تو خوش هیکل ترین زن دنیایی!!! یکی بیادمنو بگیره با سلیقه ء این مرد!!!!!